


جملات آموزنده درباره تعلیم و تربیت

| ▪ در طبیعت و اخلاق انسانی هیچ ضعف و انحرافی نیست که با تعلیم مناسب اصلاح نشود. ▪ دلهایی که روی آن کلمه تقوا و محبت نوشته شده به هرجایی که بخواهند پرواز میکنند و کائنات در مقابل آنها سرتعظیم فرود میآورند. ▪ از دانش آموزی که فکر روشن دارد، ناامید مشو. ▪ اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیبجویی. ▪ معلم پرورنده روان است و پدر و مادر پرورش دهنده جان ▪ علم بزرگترین هدیهای است که مردم نیکوکار میتوانند به گدایان و بینوایان بدهند. ▪ آن که از دست روزگار به خشم میآید هرچه آموخته بیهوده بوده است. ▪ آینده کودکان بسته به تربیت آنهاست. ▪ قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نیست، تربیت واخلاق است. ▪ آموزش و پرورش بدون تجربه بی فایده است. ▪ بهترین زمان برای تربیت اراده، ایام جوانی است. ▪ استعداد چیزی است که در جوانی پیدا میشود، اگر آن را تربیت کردید و درصدد تقویت آن برآمدید مانند بذری که در مزرعه خوب کاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و آن را تربیت نکردید مانند تخمی که در زمین شورهزار افتاده باشد، از بین میرود و محصول نمیدهد. ▪ اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلکه ساختن انسان است. ▪ اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلما شخص دیگری هستید. ▪ آموزش و پرورش البته مهم است، ولی زندگی کردن خیلی از آن مهمتر است. بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول بهبودی وضع زندگی باشد. ▪ تربیت، علم زندگی و هنر خوب زیستن است. ▪ اگر به فرزند کمی محبت نشان بدهید، وی صدچندان به شما مهر خواهد ورزید. ▪ فکر ساخته تعلیم و تربیتی است که تا امروزه گرفتهایم، برای فکر بهتر باید از فردا تعلیم و تربیت بهتری بگیریم. ▪ اگر بزرگان، خویش را خوب تربیت کنند، کودکان خوب بزرگ میشوند. ▪ تعلیم و تربیت علم است و معلمی هنر. ▪ اگر در خانواده، با محبت محاکمه شویم در جامعه با خفت مجازات نمیشویم. ▪ قبل از آن که کودک را کتک بزنید یقین حاصل کنید که خود سبب خطای او نبودهاید. ▪ کسی که از ادب و تربیت پدر بهره ندارد، روزگار او را تربیت خواهد کرد. ▪ بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشکلات خود ندانید. آنها آنچه میدانستند در حق شما انجام دادند. ▪ ناامیدی شما ناشی از این است که تصور میکردید آنها انسانهای کاملی هستند. ▪ دشواریهای خود را با فرزندانتان در میان بگذارید و آنها را از کوچکی متعهد و مسئول بار بیاورید. ▪ تعلیم و تربیت باید در جهت انسان سازی باشد نه پرورش انسان نماهای تحصیل کرده. ▪ بکوشید فرزندانتان را از کودکی با واقعیات آشنا کنید و یک مرتبه و بیتجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع، آنها را رها نکنید. ▪ به جای دستور دادن، با بچهها ارتباط قلبی برقرار کنید خودتان را تا سطح آنها پایین بیاورید، خود را به جا و در سن آنها تصور کنید، به آنها گوش کنید و به احساساتشان احترام بگذارید. ▪ مربیان باید از گفتارهای سرزنشآمیز، ترساندن، تهدید، رشوه دادن، مسخره کردن و پندهای دستوری تا آنجا که ممکن است پرهیز نمایند. منابع: ۱- تعلیم و تربیت از دیدگاه رسولاکرم(ص) ۲- تعلیم و تربیت در اسلام – مولف: شهیدمطهری |

به زبان ترکی این نام یعنی: قلعه پنبه ای و به آسانی می توان فهمید که
چرا چنین نامی به آن اطلاق شده است. همچنین این شگفتي طبیعی قسمتي از سایت شهر
هایراپولیس Hierapolis (در سوریه) است و در طی قرنها این دو به دلیل نزدیکی یکی
شده اند. در واقع برخی از مقبره های قدیمی در قبرستان شهر بخشی از منظره را تشکیل
میدهد. این سایت دارای سنگهای تراورتن و چشمه های آب گرم است. سنگهای تراورتن ظاهری
متحدالمرکز دارند و با رنگ سفید حریرگونه جلوه ای روحانی خلق کرده اند. چشمه های آب
گرم در دهانه ها دارای رسوبات کربنات کلسیم هستند که موجب تشکیل سازه های خارق
العاده با ظاهری ارگانیک شده اند.
2.
برج یخي کوه اربس (قطب جنوب)

کوه اربس یکی از فعالترین آتشفشانهای زمین است. این کوه تقریبا 4 کیلومتر بالاتر
از سطح زمین است، و بخاطر دریاچه گدازه های مذاب واقع در دهانه آتشفشانی در قله ،
میان مجموعه های آتشفشانی مشهور است. بخار داغ آتشفشانی که از ترکها و شکافهای صخره
های آتشفشانی بیرون می آید سیستم پیچیده ای از قارهای یخی در اطراف کوه خلق کرده
است.
نلسون ماندلا رئیس جمهور پیشین آفریقا جنوبی در 95 سالگی درگذشته است. وی مدتی بود از عفونت ریه رنج میبرد.
«ژاکوب زوما» رئیس جمهور آفریقای جنوبی با اعلام خبر درگذشت ماندلا گفت: او(نلسون ماندلا) الان استراحت میکند و در آرامش است. ملت ما بزرگترین فرزند خود را از دست داده است. مردم ما یک پدر را از دست دادهاند.

ماندلا از سال 1962 به دلیل مبارزه با نظام تبعیض نژادی حاکم بر آفریقای جنوبی به زندان افتاد و تا سال 1990 در زندان بود.
در حالی که اقلیت سفیدپوستان آفریقای جنوبی از بالاترین استاندارد زندگی قاره آفریقا که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود، برخوردار شده بودند، اکثریت سیاهپوستان از لحاظ هرگونه استانداردی همچون درآمد، تحصیل و حتی ورود به ادارات دولتی مورد تبعیض قرار داشتند در این شرایط بود که نلسون ماندلا رهبری جنبش ضد آپارتاید را به دست گرفت.
ماندلا پس از رهبری جنبش ضدآپارتاید (تبعیض نژادی)، اولین سیاهپوستی بود که از سال 1994 تا 1999 ریاستجمهوری آفریقای جنوبی را بر عهده گرفت.
ماندلا در 83 سالگی به سرطان پروستات مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و در سال 2004 اعلام کرد که فعالیتهای عمومی خود را کاهش میدهد تا بقیه عمر خود را با خانواده و دوستان در زادگاه خود در روستا با آرامش بیشتر سپری کند.
وی را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان «مادیبا» میشناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی دادهاند و بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را «مخولو» (پدربزرگ) صدا میزنند.
نلسون ماندلا چهرهای شناخته شده در جهان و از احترام جهانی فراوانی برخوردار است. کمتر کسی در ایران است که نام نلسون ماندلا را به زبان نشنیده باشد مبارزات او علیه ظلم و تبیعیض زمان نزد عام و خاص است و این ویژگی است که او را در نزد مردم ایران معروف و شناخته کرده است. ماندلا جوایز و نشان های متعدد افتخار دریافت کرده که جایزه صلح نوبل از جمله آنهاست.
ماندلا سه فرزند دختر دارد، در سال 2009 سازمان ملل برای گرامیداشت وی روز تولدش را روزی جهانی اعلام کرد.
اما نلسون ماندلا کیست؟
«نلسون ماندلا» 27 سال از عمر خود را در دوره رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی در زندان سپری کرد اما پس از آن به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست روی کار آمد و برنده جایزه صلح نوبل نیز شده است.
این مرد 95 ساله که به دلیل کهولت سن و ابتلا به عفونت ریوی درگذشت از محبوبترین شخصیتهای مردمی در جهان است اگر چه وی از سال 2010 در انظار عمومی ظاهر نشده است.
ماندلا نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که در انتخابات دموکراتیک عمومی برگزیده شد، وی پیش از ریاست جمهوری از فعالان برجسته مخالف آپارتاید در آفریقای جنوبی و رهبر کنگره ملی آفریقا بود.
ماندلا به خاطر دخالت در فعالیتهای مقاومت مسلحانه مخفی محاکمه و زندانی شد.
وی روز یازدهم فوریه 1990 زمانی که پس از قریب به سه دهه تحمل حبس در رژیم آپارتاید از زندان آزاد شد، همه چشمهای جهان به وی دوخته شد و پس از آزادی رئیس جمهور کشورش شد و مسیر آشتی ملی در آفریقای جنوبی را بنیان نهاد، اعتبار اکثریت سیاهپوست این کشور را به آنها بازگرداند و البته به سفیدپوستان نیز اطمینان خاطر داد که تغییر چیز نگران کنندهای برای آنها نمیتواند باشد.
اسقف اعظم دسموند توتو که خود نیز برنده جایزه صلح نوبل است میگوید: ماندلا در سال 1994 به قدرت رسید اما بخشش و مهربانی که در روحش موج میزد به وی اجازه نداد که کسانی را که روزی در حق وی ظلم و جفا روا داشته بودند مجازات کند.
ماندلا از کودکی تا جوانی
نلسون رولیهلاهلا ماندلا در هجدهم ژوئیه 1918 (برابر با 26 تیر 1297 خورشیدی) در خانواده تمبو در روستای کوچک موزو در ناحیه متاتا، مرکز مناطق ترانسکی از استان کیپ از اتحادیه آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدر ماندلا، گادلا هنری مپهاکانییسوا، عضو شورای سلطنتی مردم تمبو بود، او از زمان تولد این مقام را به ارث برده بود و ماندلا نیز قرار بود چنین مقامی را به ارث ببرد. پدر ماندلا نقشی اساسی در به سلطنت رسیدن جونگینتابا دالیندیبو در تمبو داشت، دالیندیبو نیز پس از مرگ گادلا با به فرزندی گرفتن ماندلا به صورت غیر رسمی این لطف وی را جبران کرد.
رولیهلاهلا ماندلا در 7 سالگی، نخستین عضو خانواده خود بود که به مدرسه پا گذاشت، وی در مدرسه توسط یک معلم متدیست، با تبعیت از نام هوراسیو نلسون دریاسالار انگلیسی «نلسون» نام نهاده شد. پدر رولیهلاهلا وقتی وی 9 ساله بود در نتیجه بیماری سل درگذشت، و جونگینتابا، نایب السلطنه سرپرستی وی را بر عهده گرفت. ماندلا در یک مدرسه تبلیغی وسلی در همسایگی محل زندگی نایب السلطنه مشغول به تحصیل شد. بر اساس رسوم تمبو، او در شانزده سالگی تشریف، و در موسسه شبانه روزی کلارک بری، مشغول به تحصیل فرهنگ غرب شد. او به جای سه سال، در دو سال مدرک مقدماتی خود را اخذ کرد.
ماندلا در نوزده سالگی، در سال 1937، به هلدتون، دانشکده وسلی در فورت بیوفورت که بیشتر خانواده سلطنتی در آن مشغول به تحصیل بودند عزیمت کرد و به ورزشهای بوکس و دو و میدانی علاقهمند شد. پس از شرکت در کنکور، وی شروع به تحصیل در مقطع کارشناسی علوم انسانی در دانشگاه فورت هار کرد، او در این دانشگاه با اولیور تامبو، آشنا شد و آنها تبدیل به دوست و همکار همیشگی یکدیگر شدند.
ماندلا در پایان سال اول تحصیلات خود، در تحریم شورای نمایندگی دانشجویان که در اعتراض به سیاستهای دانشگاه انجام گرفت شرکت کرد، و پس از آن از فورت هار اخراج شد. کمی پس از آن، جونیگنتابا به ماندلا و جاستیس (پسر نایب السلطنه که وارث تاج و تخت بود) اعلام کرد که قصد دارد برای هر دوی آنها مراسم ازدواج ترتیب دهد. هر دو مرد جوان با ناراحتی از این مساله به جای آنکه ازدواج کنند، تصمیم گرفتند راحتی قلمرو نایبالسلطنه را رها کرده و به ژوهانسبورگ تنها جایی که امکانش بود بگریزند.
ماندلا به محض ورود به ژوهانسبورگ، به عنوان نگهبان معدن شروع به کار کرد اما، بلافاصله پس از آنکه کارفرمای وی پی برد که ماندلا پسر ناتنی نایبالسطنه است که از خانه گریخته وی را اخراج کرد. پس از آن ماندلا به لطف ارتباطی که با دوست و همکار خود والتر سیسولو داشت به عنوان منشی یک شرکت حقوقی شروع به کار کرد. ماندلا در حین کار، تحصیلات خویش را به صورت مکاتبهای در دانشگاه آفریقای جنوبی (UNISA) به اتمام رساند، و پس از آن شروع به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه ویتواترسرند کرد. ماندلا در این مدت در شهرکی به نام الکساندرا زندگی میکرد.
مقاومت مسلحانه ماندلا علیه رژیم آپارتاید
ماندلا در سال 1961 فرمانده عالی جناح مسلح محرمانه کنگره ملی آفریقا بود سپس یک سال بعد در الجزایر و اتیوپی آموزشهای نظامی دید و پس از یک سال مقاومت مخفیانه دستگیر و در سال 1964 به حبس ابد محکوم شد.
ماندلا پس از آن در بیانیهای اعلام کرد: در طول زندگی خود برای ملت آفریقا مبارزه کردم و با سیطره سفید پوستان مبارزه کردم با سیطره سیاه پوستان مبارزه کردم و از نمونه یک جامعه دموکراتیک آزاد دفاع کردم و من آمادهام در این راه جان خود را از دست بدهم.
ماندلا 18 سال از دوران حبس خود را در جزیره روبن سپری کرد و پس از آن در سال 1982 به زندان بولزمور در کیپ تاون منتقل شد و سپس در زندان ویکتور فیرستر در شهر بارل زندانی بود.
ماندلا پس از آزادی از زندان در سال 1990، سیاست صلحطلبی را در پیش گرفت، و این امر منجر به تسهیل انتقال آفریقای جنوبی به سمت دموکراسی شد که نماینده تمامی اقشار مردم باشد.
تبعیض نژادی در سالهای پس از جنگ جهانی دوم
در سال 1948 حزب ملی آفریقای جنوبی (رژیم آپارتاید) از طریق رایگیری به قدرت رسید و شروع به انجام یک رشته قوانین مبنی بر جداسازی نژادی که به نام «آپارتاید» شناخته میشود، کرد. این تبعیض در مورد ثروت به دست آمده از صنعتی سازی سریع دهههای 50، 60 و 70 میلادی نیز به کار رفت.
در حالی که اقلیت سفیدپوستان آفریقای جنوبی از بالاترین استاندارد زندگی قاره آفریقا، که برابر سطح زندگی در کشورهای غربی جهان اول بود، برخوردار شده بودند، اکثریت سیاهپوستان از لحاظ هرگونه استانداردی همچون درآمد، تحصیل و حتی ورود به ادارات دولتی مورد تبعیض قرار داشتند.
آپارتاید نژادی در آفریقای جنوبی روز به روز در جهان باعث جنجال بیشتر میشد و به تحریمهای خارجی کشورهای غربی و شورش و سرکوبهای داخلی انجامید.
سرکوب شدید توسط دولت متشکل از سفیدپوستان و مقاومت، اعتصاب، راهپیمایی، اعتراض و خرابکاری توسط احزاب ضد آپارتاید بهویژه کنگره ملی آفریقا (ANC) در آفریقای جنوبی دیر زمانی ادامه داشت تا در سال 1990 دولت حزب ملی نخستین گام برای مذاکره کنارهگیری از قدرت را با لغو ممنوعیت کنگره ملی آفریقا و دیگر نهادهای سیاسی چپگرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از 27 سال زندان آزاد کرد.
قوانین آپارتاید به تدریج از کتابهای قانون حذف شدند و اولین انتخابات چند نژادی در سال 1994 برگزار شد. حزب کنگره ملی آفریقا (ANC) با اکثریت آراء پیروز انتخابات شد و از آن زمان تاکنون قدرت را در دست داشته است.
ماندلا از ترک قدرت تا دست و پنجه نرم کردن با بیماری
ماندلا تا سال 1999 برای یک دوره پنج ساله ریاست جمهوری در آفریقای جنوبی را در اختیار داشت اما پس از آن از صحنه سیاست خارج شد.
وی پس از آن نقش میانجیگر در مناقشات مختلف کشورها به خصوص در جنگ بوروندی بر عهده داشت.
ماندلا پس از دریافت جوایزی در طول چهار دهه، هم اکنون یک چهره سرشناس دولتمرد است که همچنان در مورد مسائل مهم عقاید خود را ابراز میدارد.
وی را در آفریقای جنوبی اغلب تحت عنوان «مادیبا» میشناسند، این عنوان افتخاری را بزرگان خاندان ماندلا به وی دادهاند و بسیاری از مردم آفریقای جنوبی نیز به نشانه احترام وی را «مخولو» (پدربزرگ) صدا میزنند.
در سال 1998 ماندلا در سن 80 سالگی با غراکا ماشیل، همسر سامورا ماشیل رئیس جمهور فقید موزامبیک ازدواج کرد.
ماندلا در 83 سالگی به سرطان پروستات مبتلا شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و در سال 2004 اعلام کرد که فعالیتهای عمومی خود را کاهش میدهد تا بقیه عمر خود را با خانواده و دوستان در زادگاه خود در روستا با آرامش بیشتر سپری کند.
ماندلا سه فرزند دختر دارد، در سال 2009 سازمان ملل برای گرامیداشت وی روز تولدش را روزی جهانی اعلام کرد.
ماندلا آخرین بار در سال 2010 در مسابقات جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی در ملاء عام حاضر شد.

ماندلا را قهرمان آپارتاید، رئیس جمهور و پدربزرگ ملت رنگین کمان می خوانند همچون دوران مقاومت خود علیه ظلم و تبعیض با بیماری دست و پنجه نرم کرد و سرانجام تسلیم مرگ شد.
اغلب از آفریقای جنوبی به عنوان ملت رنگینکمان یاد میکنند، این اصطلاح را اسقف اعظم «دسموند توتو» خلق کرد و بعدها رئیسجمهور آفریقای جنوبی نلسون ماندلا از آن به عنوان استعارهای برای توصیف پیشرفتهای جدید تنوعات فرهنگی نشات گرفته از ایدئولوژی مبارزه با آپارتاید استفاده کرد.
نهصد سال قبل از میلاد و پیش از ورود آریایی ها به ایران در کوهستان های جنوبی دریاچه ارومیه به ویژه منطقه ای که امروزه میاندوآب نامیده می شود، طوایفی زندگی می کردند به نام ماننایی ها که مرکز حکومت آنها بنا بر عقیده برخی از مورخان در شمال غربی شهر میاندوآب فعلی و حوالی روستای داش تپه بوده است، به نام شهر مشتا(مستا) که امروزه جز تلی خاک چیزی از آن باقی نمانده است.

سرزمین ماننایی ها
قلمرو و سرزمین ماننایی ها در بین محل سکونت دو قوم قوی به نام اورارتوها که در شمال جبال زاگرس سکونت داشتند و آشوری های ساکن کنار رودهای دجله و فرات، واقع شده بود و از این جهت خاک ماننایی ها همیشه مورد تجاوز قوم های جنگجو واقع شده و به آنها صدمات زیادی وارد شده است و بالاخره در اثر هجوم های متوالی آنان قوم ماننایی به کلی از بین رفت و آثار تمدن آنها که مربوط به هزار سال قبل از میلاد بود در دل خاک مدفون گردید که امید است صاحب نظران به آن توجه کرده و با کشف آثار بیشتری از آن دوران حقایق و تمدن آن زمان را بیشتر نمایان گردانند.
ماننایی ها:
قوم ماننا در ناحیه زاموآ در جنوب دریاچه ارومیه مسکن گزیده و دولت بزرگی را در غرب ایران امروز تشکیل دادند. در قرن هشتم قبل از میلاد پس از کشور اورارتو، ماننایی ها مقدترترین حکومت این نواحی را تشکیل می دادند، نیز در این قرن سکاها با آنان متحد شدند و با آشور با نیپال جنگ کرند ولی مغلوب و ضمیمه آشور شده و پس از آن جزو ایالات ماد گشتند و در میان آن قوم مستعیل شدند. دولت ماننایی ها از قرن هشتم قبل از میلاد بارها با آشور و اورارتو به ستیز برخاست و در واقع مغلوب هیچ یک از دو دولت نگشت. هنوز اکثر آثار و شهرهای قوم ماننا در دل خاک نهفته و اسرار آن ناگفته مانده، لذا آن دولت تاکنون به شهرت دولت های عیلام و اورارتو نرسیده است.
ماننایی ها از اقوام صاحب نام و نشانی بودند که در ناحیه ماد آتروپاتن یا آذربایجان کنونی، در سده های نخستین هزاره اول پیش از میلاد تا زمانی که جزیی از دولت بزرگ ماد گردیدند، از جمله دولت های منطقه ای به شمار می رفتند. ویژگی های قومی جامعه ماننایی را چنین دانسته اند: مقارن هزاره نخست، مخلوطی از طوایف مهاجر و بومی- ایرانی و قفقازی- به نام ماننا در نواحی جنوب شرقی دریاچه اورمیه تا حدود جنوب غربی خزر، به خصوص بین حدود میاندوآب تا مراغه و بوکان و سقز امروزی سکونت داشتند.
بیشتر پژوهشگران برآنند که ماننایی ها شامل اتحادی از طوایف منطقه بودند و خود از گذشته جزئی از سازمان های حکومتی لولوبی- گوتی را تشکیل می دادند. آنان با پیروزی بر دیگر اتحادیه های منطقه، دولت ماننا را پایه گذاری کردند. آشوری ها به طور بی امان در فرصت های مختلف برای غارت، به سرزمین ماننا حمله می بردند و در هر یورش در پی ویرانگری خود، جمعی را به اسارت می گرفتند که حضور صنعتگران و هنرمندان ماننایی در میان آنان، غنیمتی گرانبها برای آشوریان به شمار می رفت. آنان از وجود این اسرا در کار رونق شهرهای آشور، به ویژه نینوا بهره می جستند. میان ماننایی ها و اورارتوها نیز با وجود پیوندهای بسیار نزدیک فرهنگی، بر سر گسترش منطقه نفوذ سیاسی درگیریهایی وجود داشت.

نقوش حمله به ماننایی ها در کتیبه های آشور
ماننایی ها، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر آفرینش آثار هنری، صاحب توان و رشد فرهنگی والایی بودند. به همین دلیل، در زمان ایجاد حکومت قدرتمند ماد، سرزمین ماننا به اعتباری قلب و مهمترین کانون فرهنگ و تمدن امپراطوری را در بر گرفت.

از آثار ماننایی ها
مسلما ماننای پیشین، مرکز اقتصادی و فرهنگی حکومت ماد بود. این ناحیه از دیگر نواحی ماد از لحاظ اقتصادی پر رونق تر بود و در آن آبادترین کشتزارها و بیشه ها وجود داشت. مبنای اقتصادی ماننا را دامپروری و گله داری تشکیل می داد. ماننایی ها در خلق آثار هنری، در زمینه معماری و فلزکاری و سفالگری و به ویژه آثار تزیین طلا و آجرهای نقش دار، از اعتبار و هنروالایی برخوردار بودند. تا کنون در سه محل با انجام کاوش های باستان شناسی آثار باارزشی که به نام ماننایی شهرت دارد به دست آمده است. این سه محل عبارت اند از: زیویه، حسنلو و قلایچی. قلعه زیویه در ۵۴ کیلومتری جنوب شرقی سقز و در شمال روستایی به همین نام، حسنلو در ۹ کیلومتری شمال شرقی نقده و ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه اورمیه و قلایچی در حومه بوکان. آثار غیر مکشوفه بسیاری نیز در مناطق مختلف به ویژه داش تپه یا شهر تاریخی مشتا در ۲۱ کیلومتری شمال غربی میاندوآب وجود دارند که تاکنون عملیاتی برای مطالعه و بهره برداری از آنها صورت نگرفته است.
منصور حمدالله زاده ، سرزمین ماننایی ها
شهرستان میاندوآب یکی از ۱۴ شهرستان استان آذربایجان غربی است که با جمعیتی بالغ بر ۲۶۰ هزار نفر بعد از شهرستان های ارومیه و خوی پرجمعیت ترین شهر استان محسوب می شود. مرکز این شهرستان شهر میاندوآب می باشد. این شهر به علت قرار گرفتن بین رود خانه های زرینه رود(جغاتو) و سیمینه رود(تاتائو) میاندوآب (میان دو آب) نامیده می شود. همچنین در زبان ترکی به میاندوآب، قوشاچای نیز گفته می شود.
موقعیت جغرافیایی:
شهرستان میاندوآب در فاصله ۱۶۴ کیلومتری مرکز استان آذربایجان غربی، ارومیه و ۴۸۷ کیلومتری(هوائی) تهران قرار دارد. میاندوآب در طول جغرافیایی ۴۶ درجه و ۶ دقیقه ی شرقی از نصف النهار گرینویچ و عرض جغرافیایی ۳۶ درجه و ۵۸ دقیقه ی شمالی از خط استوا در جنوب دریاچه ارومیه و جنوب شرقی استان آذربایجان غربی و در محل تلاقی استان های آذربایجان غربی و شرقی قرار دارد. این شهرستان با مساحت ۲۶۹۴ کیلومتر مربع، ۴٫۱۸ درصد از سطح استان را به خود اختصاص داده و در ارتفاع ۱۳۱۴ متر از سطح دریا قرار دارد. میزان بارش متوسط آن ۲۸۹ میلی متر ثبت شده است. از سطح شهرستان ۳۳٫۱۱ درصد را تپهها و ۶۷٫۸۸ درصد بقیه را اراضی دشتی، سیلابی و غیره تشکیل میدهند. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتا گرم و زمستانهای مختصر سرد می باشد.

این شهرستان از شمال به دریاچه ارومیه و شهرستان های ملکان و بناب؛ از غرب به شهرستان مهاباد؛ از جنوب به شهرستان بوکان؛ و از شرق به شهرستان های شاهین دژ و مراغه محدود شده است. میاندوآب به دلیل قرار گرفتن در چندین مسیر ترانزیتی و مهم از جایگاه استراتژیک، نظامی و ارتباطی خاصی برخوردار است. این شهر محل پیوند مسیر ترانزیتی تبریز – کرمانشاه به عنوان بخشی از کریدور شمال – جنوب و راه آهن مراغه – ارومیه به عنوان کلید اتصال استان به راه آهن سراسری می باشد. همچنین بزرگراه در دست ساخت میاندوآب – میانه – زنجان و میاندوآب – ارومیه نیز نشان دهنده اهمیت استراتژیکی این شهر است و نوید آن را می دهد که این شهر پتانسیل تبدیل شدن به قطب صنعتی شمال غرب را دارد.
تقسیمات سیاسی و اداری:
تقسیمات کشوری این شهرستان، بنابر آنچه در نتایج آمارگیری سرشماری سال ۱۳۸۵ کل کشور آمده است، بر حسب بخش، شهر، دهستان و روستا به شرح زیر است:
بخشها
شهرها
دهستانها
دهستانهای بخش مرکزی:
دهستانهای بخش مرحمت آباد:
دهستانهای بخش باروق:
جمعیت، دین و مذهب:
از لحاظ گروههای جمعیتی میاندوآب و اطراف آن بسیار متنوع است. زبان رایج در میاندوآب ترکی آذربایجانی است. جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۴۵۱۵۸ نفر بوده است که از این تعداد ۱۲۳۹۹۳ نفر آنان مرد و ۱۲۱۱۶۰ نفر آنان زن بوده اند. ساکنان شهر و همچنین روستاهای شمالی و شرقی را ترک های آذری تشکیل می دهند و در برخی از روستاهای غربی و جنوبی مردمان کرد ساکنند.
دین و مذهب مردم این شهرستان اسلام شیعه اثنی عشری بوده و در روستاهای مشرف به مهاباد درصدی از برادران سنی مذهب نیز زندگی میکنند. زبان و لهجهی مردم میاندوآب ترکی آذربایجانی است و از خصوصیات بارز مردم این شهرستان صداقت و ایثارگری، میهماننوازی و متعصب بودن به آداب و رسوم میباشد.

تاریخ شهرستان میاندوآب:
منطقه میاندوآب به علت برخورداری از شرایط مناسب از جمله منابع آبی قابل توجه و زمین های مرغوب کشاورزی و نیز موقعیت استراتژیکی مناسب همواره مورد توجه اقوام و حکومت های مختلف بوده و به همان نسبت مورد تاخت و تاز و هجوم نیز قرار گرفته است و در اثر همین تاخت و تاز ها بسیاری از آثار تاریخی آن از بین رفته و خود شهر نیز چندین بار در طول تاریخ به ویرانه تبدیل شده و دوباره آباد گشته است. در گذر تاریخ، مردمان گوناگونی چون اورارتوها، مانناها، مادها، ترکها، سلجوقیان و مغولها در این ناحیه سکونت یافته اند.
میاندوآب در هزاره اول قبل از میلاد جزو قلمرو ماننایی ها بوده که بین دو قدرت اورارتو و ایلام قرار داشته است. در این دوره شهر تاریخی مشتا(داش تپه فعلی) به همراه حسنلو در نقده و زیویه در سقز، مهمترین شهرهای منطقه محسوب می شده اند و به بیان برخی مورخین مشتا پایتخت احتمالی حکومت ماننا بوده است. (سرزمین ماننایی ها – منصور حمدالله زاده). از این محل کتیبه ای به زبان اورارتویی به دست آمده است که دو قطعه بزرگ این کتیبه را (W.Faber) از آن محل به موزه بریتانیا انتقال داد.
در دوران ایلخانیان، هلاکوخان مغول روستای حسین آباد در چند کیلومتری شمال شهر میاندوآب را به عنوان پایتخت تابستانی خود انتخاب کرد. امروزه قلعه هلاکوخان در حسین آباد جزو آثار تاریخی میاندوآب محسوب می شود. «خواندمیر» در حبیبالسیر به جنگ بین آپاراخان و خواجه غیاث الدین محمد اشاره کرده و چنین مینویسد: “در حوالی زرینهرود(نام قبلی نامعلوم) هر دو لشکر به هم رسیده و پس از پیروزی آپاراخان، هلاکوخان مغول قریه حسین آباد(نام قبلی نامعلوم) را به پایتخت تابستانی انتخاب کرده و رود را به افتخار پسر چنگیزخان جغتای (جغاتو) نامگذاری نمود.”
در دوره افشاریان و تاریخ افشار بارها از میاندوآب با نام “دوآب(ایکی سو)” نام برده شده است. در جریان لشکرکشی نادر قلی سپهسالار وقت ارتش ایران به آذربایجان در سال ۱۱۴۲ ه.ق از قلعه میاندوآب نام برده می شود. میرزا مهدی خان استرآبادی مورخ و منشی نادرشاه در کتاب معروف خود (دره نادری) درباره آمدن نادر به میاندوآب بحث مفصلی دارد.
در اوایل دوره قاجاریان ظاهرا در اثر نا آرامی های منطقه و حملات اکراد، شهر به کلی ویران شده و تقریبا خالی از سکنه بوده است. فتحعلی شاه دومین پادشاه این سلسله که از سال ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰ ه.ق در ایران حکومت می کرد میاندوآب را به موجب فرمانی مفصل به احمدخان مقدم مراغه ای، بیگلربیگی وقت آذربایجان واگذار می کند و از آن زمان قسمتی از حومه شهر میاندوآب، مرحمت آباد نامیده می شود و بالاخره در زمان حکومت رژیم پهلوی و در بحبوحه تغییر اسامی شهرها و مناطق نام این منطقه به میاندوآب تغییر داده شد.
در منطقه میاندوآب ده ها تپه تاریخی چند هزار ساله وجود دارد که هنوز کاوش های آن چنانی بر روی آنها انجام نشده است و به همین دلیل اطلاعات زیادی از تاریخ شهر در دست نیست. همین موضوع فرصت مناسبی برای قاچاقچیان عتیقه فراهم آورده است که امیدواریم با تلاش های مسئولین دست های این افراد از سرقت و نابودی تاریخ و فرهنگ منطقه کوتاه شود.
اقتصاد شهرستان:
موقعیت بسیار مطلوب جغرافیائی باعث رشد نسبتا خوب کشاورزی و در نتیجه ترقی صنعتی منطقه شده است. کارخانه تولید قند و شکر میاندوآب در اوایل قرن بیستم با همکاری مهندسان آلمانی بنا گردید. بنای سد انحرافی نوروزلو در سالهای ۱۳۵۰ هجری شمسی این ناحیه را مستعد آبادانی و صنعتی نمودن کرد و کوره های آجر سازی و آهک پزی بر اهمیت صنعتی این ناحیه افزوده است. معادن پراکنده ای نیز در کوه های اطراف وجود دارند. شهرک صنعتی این شهر در مسافت ۸ کیلومتری و در زمینی به وسعت ۱۲۳هکتار احداث شده که کارگاههایی مانند فرشبافی، مقوا سازی، تصفیه روغن، بسته بندی گوشت و نایلکس سازی را در خود جای داده است.
اقتصاد شهرستان بیشتر بر پایه کشاورزی و دامپروری استوار بوده و محصولات مهمی نظیر گندم، چغندر قند و سیب و انگور در این شهرستان به فراوانی تولید میشوند. دام و فرآورده های دامی نیز از محصولات صادراتی این شهرستان محسوب می شوند. سیستم کشاورزی در این شهرستان سنتی است که با مدرنیزه و مکانیزه کردن آن می توان بازده تولید را تا چندین برابر افزایش داد.
از صنایع دستی مهم میاندوآب هم می توان به قالی بافی، گلیم بافی، دست بافته های پشمی و سفالگری اشاره کرد.
برخی از آثار تاریخی، تفریحی و مذهبی:
مسجد طاق، پل میرزا رسول، مجاری صخره ای قیرخ پله، داش تپه، قلعه هلاکوخان، قلعه بخدک، آبشار اوزان، غار جبیک لو، زرینه رود، سیمینه رود، امامزاده تاج الدین علی، آرامگاه ملا شهاب الدین، دلیک داش، قلعه خرابه، تالاب چنگیز گولو، تالاب قره قشلاق، سد نوروزلو، جنگل های آیدیشه، ارتفاعات جان آقا، موزه میاندوآب، ده ها تپه تاریخی و …
منبع:اطلاعات شهری میاندواب
به گزارش فرهنگ نیوز، يك فوران آتشفشاني بزرگ در اقيانوس آرام دارد باعث ايجاد يك جزيره براي كشور ژاپن ميشود.

گفتني است، اين جزاير آتشفشاني در سواحل جنوب ژاپن در حال ايجاد است.
بررسيها نشان ميدهند، موجي از دود و خاكستر بر فراز آسمان و آبهاي ساحلي اين جزاير آتشفشاني به وجود آمده است.
اين جزيرهي آتشفشاني به دنبال وقوع زلزله در 620 كيلومتري جنوب توكيو رخ داده است.
همچنين، در ماه سپتامبر گذشته چنين حالتي باعث ايجاد يك جزيرهي مشابه در سواحل كشور پاكستان شده است.
اين جزيره در ساحل ژاپن به دنبال يك زنجيره از 30 جزيرهي ايجاد شده در طول ساليان گذشته بر اثر اين اتفاق بوده است.
در حال حاضر گدازههاي آتشفشاني همچنان در اين جزيره فعال هستند و كارشناسان تخمين ميزنند كه دماي سنگها در اين جزيرهي نوظهور به بالاي 1000 درجه سانتيگراد نيز ميرسد.
كارشناسان محيط زيست هشدارهاي ايمني در خصوص دوري از كشتيراني در اطراف اين منطقه را براي اهالي بومي صادر كردهاند.
| آتشفشانهای خطرناک جهان و تصاویر زیبا از آنها
|
در حال حاضر 10 مورداز خطر ناک ترین آتشفشانهای دنیا که بیشترین نگرانی زمین شناسان متوجه آنان است.در جدول ذیل به قرار زیر است
ردیف | آتشفشان | کشور | آخرین فعالیت |
1 | یلو استون | آمریکا | 640000سال قبل |
2 | وزوو | ایتالیا | 1944 |
3 | پوپوکاتپتل | مکزیک | 2000 |
4 | ساکوراجیما | ژاپن | 1914 |
5 | گالراس | کلمبیا | فعال |
6 | مراپی | اندونزی | فعال از 1548 |
7 | نیراگونگو | کنگو | 2002 |
8 | اولاوون | گینه نو | فعال |
9 | تاال | فیلیپین | 1573 |
10 | مااونالائو | هاوایی |
نشانه های الهی!
این جا شمالی ترین نقطه دانمارک است. جایی که دریای بالتیک و دریای شمالی بهم می پیوندند.
در سوره مبارکه فرقان آیه 53 به این نشانه الهی اشاره شده که "و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً (و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است و میان آن دو حریمی استوار قرار داد.)
این دو دریای شور و شیرین هیچ گاه با هم تداخل پیدا نمی کنند!
فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ !
عیدقربان ، جشن رهیدگی از اسارت نفس
و شکوفایی ایمان و یقین بر همه ابراهیمیان مبارک باد . . .
۲5 شهریور، روز جهانی حفاظت از لایه ازن
سال 66، 24 کشور، پروتکل مونترال را امضا کردند. ایران در سال 68 به طور همزمان عضویت کنوانسیون وین و پروتکل مونترال را پذیرفت.
در سال 76 اصلاحیه های آن نیز به تائید مجلس شورای اسلامی رسید. این پروتکل درباره مواد کاهنده ازن است و شیوه های اجرایی برای کاهش تدریجی تا حذف کامل تولید و مصرف مواد کاهنده ازن را در دستور کار خود دارد. پروتکل مونترال، سند مهم سازمان ملل در زمینه حفاظت از محیط زیست بین المللی است. مجمع عمومی به منظور اجرایی شدن اهداف و دستاوردهای این پروتکل تصمیم گرفت شانزدهم سپتامبر (بیست و پنجم شهریور) هر سال را به نام روز حفاظت از لایه ازن نامگذاری کند.
پیامدهای تخریب لایه ازن
از پیامدهای منفی تخریب لایه ازن می توان به مواردی نظیر افزایش احتمال ابتلا به سرطان های پوستی، تار شدن عدسی چشم یا آب مروارید، کاهش مقاومت بدن در برابر بیماری های عفونی، کاهش فتوسنتز، کاهش باروری فیتوپلانکتون ها (زیربناهای حیات دریایی) و چند مورد دیگر اشاره کرد.