اگر می خواهیم شهرمان را تغییر دهیم باید خودمان را تغییر دهیم
اگر می خواهیم شهرمان را تغییر دهیم باید خودمان را تغییر دهیم
در ارتباط با مطلب:
توی شهر من چه کارها که نمی شه کرد!!!!
( نوشته شده در خبر چهاربرج)
خبر چهاربرج مطلب زیبای شما را خواندم و مصلحت دانستم تا این مقاله را نیز در ارتباط با مطلب شما بنویسم باشد که مفید واقع شود.
آنچه که مطالعات و تحقیقات نشان می دهند بیانگر این است که شهروندان مسئولیت پذیر و آشنا به حقوق شهروندی خود به خود به وجود نمی آیند و مطمئناً چنین شهروندانی در اثر آموزش مهارتهای زندگی و آموزش حقوق شهروندی است که می آموزند که چگونه در یک شهر باید زندگی کنند و چگونه در اداره یک شهر مشارکت کنند و چگونه حریم خصوصی دیگران را رعایت کنند و هزاران چگونه دیگر...
اگر در جوامع پیشرفته اروپا و شرق آسیا و یا آمریکای شمالی نظم و نظام شهری و شهروندی با جوامع کشورهای در حال توسعه تفاوت بسیاری دارد مسلماٌ این امر به صورت تصادفی به وجود نیامده است. مهمترین ابزار و ایجاد چنین ساختاری دریک شهر چگونگی آموزش شهروندان نسبت به وظایفشان می باشد.
چرا سالانه همایش ها و جلسات بیشماری در رابطه با موضوعات گوناگون برگزار می شود اما در مورد وظایف شهروندان یا در مورد حقوق شهروندی تا این اندازه بی تفاوت می باشند به نظر شما خوانندگان این مقاله چند درصد درآمد شهرداری باید در رابطه با آموزش شهروندان نسبت به وظایفشان و تبلیغ در این مورد هزینه شود.در مطالعاتی که در این مورد داشته ام اگر کشورهای پیشرفته و اروپایی را با کشورهای در حال توسعه مقایسه کنیم باید بگوییم فی ما بین آنها در این مورد هزاران هزار فرسخ فاصله است.ساده تر بگویم به جای اینکه هر روز آشغالها و زباله ها را با صرف هزینه های زیاد جمع آوری کنیم بهتر است به شهروندان بیاموزیم با زباله و آشغال چگونه برخورد کنند باید بیاموزیم که به جای اینکه جوی آبها را پر کنیم باید... و هزاران مثال دیگر. چرا از کودکی که هنوز راه رفتن نیاموخته از او می خواهید به اجبار راه برود. یک رفتار غلط نباید از اول به صورت یک عادت در بیاید اما اگر چنین شد حذف آن رفتار غلط نیازمند برنامه و صرف هزینه ای است که باید جهت حذف آن پرداخت کرد. اگر در شهر کوچکی چون چهاربرج چنین رفتارهای غلطی به وفور دیده می شود پس باید هزینه کرد تا اینچنین رفتارهایی از جامعه حذف شود پس باید به طرق گوناگون آموزش داد. چرا که اگر آموزش نباشد رفتار جدیدی به وجود نخواهد آمد( در رابطه نحوه آموزش در آینده نزدیک بیشتر با شما سخن خواهیم گفت) که جایگزین رفتار غلط شود سخن بسیار است ولی صد حیف که محتوای این مقاله در این برهه از زمان که مجال نوشتن را ندارم به من اجازه نمی دهد.
در یک جمله می گویم اگر می خواهیم شهرمان را تغییر دهیم باید خودمان را تغییر دهیم.( در مقاله آینده بیشتر در این مورد با شما سخن خواهیم گفت)
از یک شهردار باتجربه که پس از یک عمر خدمت می خواست بازنشست شود پرسیدند چه تجربه داری؟ گفت:« چندین سال خواستم شهرم را تغییر دهم اما نتوانستم چند صباحی تفکر نمودم تا خودم را تغییر دهم بعد از یک ساعت دیدم شهرم در حال تغییر است.»
این وبلاگ " سهمی از من " است. سهمی از زندگی که بتوانم در آن بنویسم، از هر آنچه که می خواهم. دلیلش را نپرس چرا که بعضی دلیل ها تنها برای خویش است.